![]() |
![]() |
|
[در اوج روضه ناگهان خواندن را قطع میکند و میگوید:] من برای روضه خوندن نیومدم. اومدم گفتم یه لذتی از جمع شما جوونا ببرم. وسط روضه میخواهی چی بگی حاجی؟ میخوام بهتون بگم: شمای مستمع مــیتونین [مداحتون] رو به آسمون ببرین برسونین؛ [همینطور] تو مستمع با حرکات منفی میتونی نوکر ابــیعبدالله رو بزنی زمین. رعـــایت حال رو بکن. بیش از آنچه روحیات این رضـــا[هلالی] هستش، بیش از این غلو نکنید. رضا از یک بحــــران عجیب [که] به علت حســـــــــــادتها و مسائل دیگر[به وجود آمده بود] نجات پیدا کرد. آن هم حضرت زهرا کمــــــــکش کرد. حواستون باشه. ای بچـــــــههایی که این نوکر رو به خاطر حضرت زهرا دوستش دارین، نمازتون اول وقت باشــــــه. خلاف نکنین. توی محافلی نرید که امام زمـــــــان ازتون راضی نیس. [هلالی] یه بچهای [است] که همـــــــهی زندگیش را تو خرمشــــــهر داده، حالا اومده اینجا. امـــــــــام حسین بلندش کرده رو آسمون. ببین خودش چی کار میکنـــــــه؟ نمازش اول وقتش، زندگیش، حجاب زنش، رعـــــایت حلال و حرام؛ اگه یه خلاف شرع ببینــــــــه صداش بلند میشه، فریاد میزنه. جــــــــوونا! شماها میتونین پــــــــــیروی کنین از دینــــــــــی که حضــــــــــرت زهــــــــرا خواستش. [مجـــــــدداً ادامهی روضه را از سر میگیرد و میخـــواند] |
|
+ نوشته شده
دوشنبه بیست و یکم بهمن 138715:10 توسط ::.ناشناس::. |
|
|
عيدغدير خم ، روز اكمال دين و تداوم خط
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية علي ابن ابيطالب (ع)
*گفتم آخرعشق رامعناكنيم بلكه جاي خويــــــش راپيداكنيـــم آمدم ديـــــــدم كه جاي لاف نيست عشــــق به جزعين وشين وقاف نيست آمــــــدم گفتــــــــم بــــه آواي جـــــــــلي عيـــــــــن يعني عـــــدل مولايــــم علـــــــي شيـــــــن يعنــــي شـــــــورالله وصمــــــــــد قــاف يعنـــــي قــــل هـــــــــوالله احــــــد*
گفتم که علي خدا بود نبود ! گفتم که از خدا جدا بود نبود ! من در عجبم ميان اين بود و نبود؟ کين بود چه بود است که همه بود و نبود!
|
|
+ نوشته شده
شنبه بیست و سوم آذر 138716:28 توسط ::.ناشناس::. |
|
|
بنام او كه معبود همه دلهاي مهربان است بنام او كه وقتي از اعماق دل صدايش مي كنم حضرت دوست
قلب شكسته ام احساس مي كنم. بنام او كه هر گاه او را مي خوانم مرا بي پاسخ نمي گذارد اي مهربان و اي بخشاينده ی بخشايشگر ياريم فرما و به من توفيق ده تا تو را عاشقانــه عبادت كنم ياريم كن كه هميشه خير و خوبيم نسيب بندگانت گردد تا انها از خوبيهـــاي من بتوانندبه خود بيايند و در حق بندگانت مهرباني كنند ولي اين نكته را مي دانم كـــه ذره اي از خوبي ما به پاي كريم بودن تو نمي رسد تو كريــــم بخشايندو مهربان هستي و انيس لحظات پاك خوبان درگاهت هستي اي خداي مهربان وقتي با تودرد دل مي كنم سبك ميشوم و احساس مي كنم كه زمين زير پايم نيست و در آسمانها سير مي كنم اي خداي مهربــــان اين توفيق هرگز از من و از بندگانت سلب مكن........
آمین يا رب العالمين....... |
|
+ نوشته شده
یکشنبه بیست و چهارم تیر 13860:15 توسط ::.ناشناس::. |
|
|
سلام بر او که میآید ... سلام بر او که سبب آفرینش عرش و فرش است
سلام بر او که میآید تا محور کساء قرار گیرد و بقیــــــه وابستـــــــگان بــه او . آخرین فرستاده خدا پیامبر اکرم (ص) پدر او - امیر المومنین علـی (ع) همســـــر او و سید جوانان اهل بهشتفرزندان او ... سلام بر او که میاید تا ام ابیها شــــود. سلام بر او که میاید تا در روز مباهله مایه فخر پیامبر گردد.مخزن الاسرار امامت سنگ صبور ولایت شفیعه روز حشر و .... سلام بر او که میآید تا زنان همـــــه تاریخ الگوی کـــــــاملی برای خود داشتـــــــه باشند و عذری باقی نمــــــاند ... سلام بر او .... و چه زیبا نامگداری نمودند این روز را روزمادر که مــــــــادری مهربانتر از او وجود ندارد . |
|
+ نوشته شده
چهارشنبه سیزدهم تیر 138619:7 توسط ::.ناشناس::. |
|
|
ســــرزمین عاشقــــــان بـــــی دل،واقعــــــا نمی دانــــم چگونه وصــــــف کنـم ایـــــن ســــــرزمین سوزان ومقـــــــدس را،ســـــرزمین مــــردان آسمانـــــــی،سرزمینــــــی کـــــه حتی قلــــم هم یاری نمی کنـــــــد تادرباره ی آن ومـــــردانش سخنی بنویســــــم، چون قــــلم ناچیز من توانایی نوشتــــــن عزت وبزرگی آنهــــا راندارد.سرزمینـــــی که درجای جایش می توان خون هزاران نفرازمردان پاکی راببینی که نظیرآنها درهیچ جــای دیگـــــــرنیســــت.زمین اینجا تحمـــــل بزرگی وعظمـــــت این خوبـــــان رانداشــــــت. اصلا آنها مردان زمینی نبودند.آنها یاران خدابودند.وشلمچه معراج آنان بودوعقل محدود مـــــــا نمیتـــــواند بفهمـــــد کــــه این فرشتگــــــان برای چــــــه آمدند ورفتنـــــد.....
روزگـــاران عجیبــــی آمدنــــد نســـل های نانجیبــــی آمــــدند ابتدا احساسهــــامان تـردبـــود ابتــــدااندوههـــامان خردبــــود رفته رفته خنده هازاری شـدنـد زخم هامان کم کمک کاری شدند عقده هارفتندوعلت مانده است درگلویم حاج همت مانده اســـت |
|
+ نوشته شده
جمعه هشتم تیر 138623:50 توسط ::.ناشناس::. |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| دل نوشته ها |
|
بهمن 1387 آذر 1387 تیر 1386 خرداد 1386 بهمن 1385 خرداد 1385 |
| وبلاگ سید تقدیم میکند: |
|
وسعت شبانه ی باران عقیله ی بنی هاشم گل نرگس بیا به یاد سید جواد ذاکر ابالفضل العباس ذاکرعاشورایی |
|
RSS
|